نکات معرفتی خطبه فدکیه (۱)
327 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره


⏹خطبه فدکیه حضرت فاطمه(س) چند بخش دارد بخش اول حمد و ثنای الهی و ارائه معرفت دقیق درباره توحید است  بخش دوم اشاره به وضعیت عرب قبل از اسلام و جاهلیت بدون دیانت وبدون مدنیت عرب قبل از اسلام دارد  وبخش سوم در باره  رسالت پیامبر وتلاش ایشان  و حضرت علی در راست نمودن کجی ها ست  وبخش چهارم وضعیت مسلمین بعداز پیامبر و آشکار شدن نفاق ونوعی بازگشت به جاهلیت  را بیان می کند وبخش پنجم  تبیین  اهمیت قرآن و توصیفاتی در باره قرآن است  و بخش  ششم  به بیان دلائل وحکمت های برخی از اصول وفروع دین  می پردازد وبخش هفتم دفاع از حق خود و استدلال  در برخورداری حضرت از فدک است
هر کدام از این هفت بخش دارای نکات مهم معرفتی است که سعی می کنیم در حد بضاعت ناچیز خود به برخی از این نکات مهم معرفتی واجتماعی بپردازیم  و دراین نوشته به مو ضوع نفاق اشاره می کنیم  
 ⏹شاکله اصلی خطبه  فدکیه اصلاح گری حضرت فاطمه را می رساند ومی توان حضرت فاطمه را اولین مصلح در امت پیامبر دانست اصلاح دربرابر فساد است و فساد به تعبیر اهل لغت خروج از عدل واعتدال است واصلاح یعنی بر گرداندن جامعه به حالت عدالت واعتدال و  اولین کسی که بعد از رحلت پیامبر  آشکارا از فساد  وانحراف جامعه می گوید حضرت فاطمه است ونکته محوری انتقاد ایشان در تبیین فساد وانحراف بازگشت جامعه به گذشته وعقبه جاهلیت است و علت را ظهور نفاق و صحنه گردان را نیز منافقان می دانند
[آنگاه كه خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت، و جامه دین كهنه، و سكوت گمراهان شكسته، و پست رتبه‏گان با قدر و منزلت گردیده، و شتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد]
(خطبه فدکیه )

⏹چیستی وچرایی نفاق  
 نقاق از انحرافات پیچیده جوامعی است که دین در آنها حاکمیت دارد واساس آن بازگشت به دروغ دارد گاه نفاق آن قدر عمیق است که حتی خود فرد متوجه نمی شود باور به دروغ وهمراهی با دروغ وزیستن با دروغ و پیش بردن کار خود با دروغ همه از لوازم نفاق است اما چرا درجامعه ای که پیامبر حاکم است واحکام قرآن جاری است و قاطبه با رغبت دل به اسلام بسته اند نفاق مجال رشد پیدا می کند ؟آیا این نقصی ونقدی بر حکومت پیامبر است ؟و آیا لازمه هر حاکمیت دینی نفاق است ؟

⏹در پاسخ باید به این نکته توجه کرد که نفاق دو ریشه عمده دارد اول سخت گیری وارعاب حکومت که افرادی را به دروغ گویی سوق می دهد برای حفظ خود وموقعیت خود ودوم در فضای اعتماد عمومی حکومت به افراد وسو ء  استفاده افرادی از این اعتماد ودر حاکمیت پیامبر علت دوم البته وجود  د اشت وپیامبراكرم  اعتماد بالایی به مردم داشت که حتی گاه به خاطر اعتماد  بسیار بالا مورد توبیخ لطیف قرآن قرار گرفت

[ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﻟﻄﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ، ﭼﺮﺍ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ[ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﻲ ] ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﺎﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﻳﺎﻥﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻲ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻱ ] ﺑﻪﺁﻧﺎﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ  ﺩﺍﺩﻱ ؟](توبه /٣٤) 
 ⏹بنابراین نفاق گاه در فضای اعتماد بروز  می کند همان گونه که در حکومت پیامبر رخ داد والبته به خاطر این عارضه اصل اعتماد رهبر وحاکم جامعه با مردم کنار گداشته نشد بلکه قرآن اصل  اعتماد پیامبر به مردم را مایه خیر برای ایشان می داند
[ﻭ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺷﺨﺺ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ است . ﺑﮕﻮ : حسن باور واعتماد پیامبر برای شما خیر است] (توبه / ۱۶)
 ⏹پس نفاق نه به معنای وجود حتمی زور ودیکتاتوری در جامعه است ونه حاکم اسلامی به خاطر جلوگیری از نفاق باید به مردم اعتماد نکند اصل اعتماد بین حاکم ومردم یک محکم قرآنی وجزو اصول سیره پیامبر است واساس اعتراض حضرت زهرا نیز اتفاقا بازگشت به این دارد که چرا حاکم بعد از پیامبر این اعتماد را ندارد وسخن اورا در حق مالکیت بر فدک نمی پذیرد وقتی به دختر پیامبر اعتماد نیست دیگران جای خود دارند
⏹ وتکیه حضرت زهرا بر ظهور نفاق بازگشت به همین دارد در واقع در حاکمیت پیامبر منافقان بودند اما حاکمیت نداشتند اما بعد از پیامبر حاکمیت یافتند ونشانه آن همین است  که در زمان پیامبر اعتماد عمومی بین حاکمیت ومردم بود واما در دوره بعد چنین اعتمادی نیست ونتیجه همه سخن این می شود که در حاکمیت اصیل  دینی امکان وجود نفاق هست ولازمه لاجرم است اما همچنان بین حاکمیت ومردم اعتماد وجود دارد اما در حاکمیت متظاهر به دین وتهی از باطن دینی اعتماد بین حاکمیت ومردم وجود ندارد چون خود حکومت دچار بلیه نفاق است