عبرتی عام از سفر آخر شاه
16 بازدید
موضوع: جامعه شناسی

✅ویلیام شوکراس روزنامه نگار مشهور انگلیسی  ‌درکتاب خود که درباره اتفاقات ماههای آخر عمر شاه نگاشته است درباره  ساعات آخری که شاه ایران را ترک می کرد توصیفاتی دارد واز جمله  می نویسد :
[افراد گارد وپیشخدمتها وقتی موکب سلطنتی با هلیکو پتر کاخ را به مقصد فرودگاه ترک کرد به شیون وزاری افتادند بی اغراق سالها بود که شاه با اتومبیل در خیابانها ی تهران رفت وآمد نکرده بود گاهی با اتومبیل به منزل اعضای خانواده اش در نزدیکی کاخ می رفت وگرنه همه جا از طریق هوا مسافرت می کرد ایران را همیشه از آسمان دیده بود ](آخرین سفر شاه ،صفحه ۳۴)
بخش اخیر توصیف شوکراس دربردارنده  نکته ونماد  مهمی از شیوه زیست سیاسی یکی از مستبدان معاصر است که البته باعث افولش نیز شده است  نگاه از بالا به انسان ها  که باعث  سقوط  افراد وقدرت ها می شود و نگاه از بالا البته اختصاص به شاه ایران ندارد و گاه در عرصه ثروت وگاه  قدرت وگاه حتی در حس قداست ومعنویت  یا علم رخ می دهد   لذا از رذائل اخلاقی کبر وعجب است ودر روایت داریم انسان گناهکار پشیمان از گناه بهتر از عابد اهل عجب است ( الکافی، ج‏2، ص: 314، باب العجب، حدیث 6.)

✅هر جا ثروت یا قدرت یا احساس  قداست  انبوه باشد حس خودرا بالا ودیگران را از بالادیدن  که همان کبر وعجب باشد خودنمایی می کند و منطق تربیت قرآن واهل بیت  ایستادگی در مقابل چنین احساسات متوهمانه است و در روایت آمده است که از امام سئوال شد چگونه می فهمید که به امامت رسیدید ؟ وحضرت علائمی را ذکر می کنند واز جمله پدید آمدن حالت  احساس فروتنی فراوان را نشانه رسیدن به مقام امامت جامعه بر می شمرد (اصول كافى جلد 2 صفحه 222 )

✅بنابراین امام وحاکم الهی با رسیدن به قدرت وریاست ظاهری خشوع وخضوعش بیشتر می شود و نه به عکس این می تواند علامت خوبی درشناختن تمایز افراد حاکم از جنس الهی بانفسانی باشد خیلی از کسانی که به قدرت می رسندمدعی هستند برای خدمت واز سراحساس وظیفه ریاست را پذیرفته اند اما این ادعا با اموری از جمله باحس تواضع وخشوع محک می خورد اگر فردی حالش بعد از ریاست نه مثل قبل از ریاست بلکه متواضع تر از حال قبل از ریاستش بود این علامت صدق ادعای خدمت او ونشانه اخلاص والهی بودن نیت اوست والافلا 

 ✅همان طور که اشاره رفت ظهورات وبروزات خودرا بالا یافتن ومردم را از بالا دیدن گونه های مختلف دارد واختصاص به مستبدان سیاسی ندارد بلکه گاه لباس دینی یا علمی به خود می پوشد ودر هر شکلی گوهر واحد دارد که به تعبیر مولوی  آن (دست طمع در الوهیت بردن است) استاد جوادی آملی مکرر در دروس خود متذکر می شوند که حواسمان باشد دراین دنیا ما نباید خدایی بکنیم والبته حس خدا بودن گاه ظریف است وبا عنوان دینی ومقدس رخ می دهد
✅ چند روز پیش در خبر ها آمده بود که دادستان یکی از شهرها گفته بودند ما به نمایندگی از خدا حکم مجازات صادر می کنیم وچه وچه این همان لغزیدن در جهت خدا دیدن خود است  وبرخلاف سیره وسنت پیامبر واولیای الهی است

✅ پیامبر اکرم وقتی قضاوتی می نمود می فرمود من بر اساس شواهد وادله ظاهری حکم می کنم واین دلیل بر محق بودن واقعی کسی  که به نفع او حکم صادر شده و بر باطل بودن حتمی ادعای  فردی که حکم علیه او صادر شده نیست
《وسائل الشیعه، ج 27، ص 232》پیامبر نفرمود من از جانب خدا چنین می کنم ومرز دقیق عبودیت وحس الوهیت در همین است
✅ لذا امیر مومنان در نامه خود به مالک اشتر به او گوشزد می فرماید که همواره برتری خدا بر خود را متذکر باش مبادا قدرت باد نخوت در دماغت افکند 
(نامه ۵۳ نهج البلاغه )
بنابراین از تاریخ مدعیان الوهیت باید درس گرفت ودر هیچ شکل وشمایلی  خودرا بالا ندید وبه مردم از بالا نگاه نکرد 

✅حاکمان باید طبق منطق اهل بیت قدرت را امانت بدانند (نامه ۵ نهج البلاغه ) وبامردم ودر سطح مردم خودرا نگه دارند وحداقل گاهی پیاده وپابه پای مردم در کوچه وخیابان های زندگی گام بردارند تا هم با درد مردم آشنا باشند وهم طمع حس الوهیت در سر نپروارنند وباید دانست که سنت های الهی در دوام وسقوط  با کسی ملاحظه ندارد