قیاس باطل
38 بازدید
تاریخ ارائه : 4/19/2014 7:49:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

 حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) زندگی وحیاتش آن قدر عظیم وپر تاثیر وبی بدیل بود که بعداز گذشت قرنها هنوز عقلها وجانها در حیرت آن وجود مقدس ومتعالی  هستند وبه تعبیر زیبای حافظ 

           کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود

       که عقل بی خبر افتاد و علم بی حس شد

والبته بزرگترین میراث برجای مانده از آن عزیز قرآن عظیم است که سخن خداوند متعال است که با واسطه او به دست مارسیده است واین کتاب اعجاز آمیز آن قدر ذوابعاد وسترگ است که قرنهاست چشم ودل وعقل فرهیختگان را خیره خود کرده است

واین کلام آن قدر شکوهین است که کافران سحرش می خواندند ومومنان وعالمان معجزه متعالی می‌دانندش وقرنهاست که درباره آیه آیه آن سخن وتفسیر وتاویل می رود وهمچنان رازهای بسیاری از آن ناگفته مانده است

 واز آنجا که خود قرآن مومنان را به تدبر دراین متن متین ومتعالی می خواند تفکر درباره قرآن نه تنها ممنوع نیست بلکه از بزرگترین عبادات است واهل بیت پیامبر به عنوان شارحان وحافظان اولی واصیل قرآن خود راهها ی این تاملات را برروی مشتاقان گشوده اند

و این که پیامبر اکرم (ص) قرآن واهل بیت را دو یادگار گرانبهای خود خواند از همین روی بود که فهم این کتاب ناب بدون یاری گرفتن از مخازن علم الهی یعنی اهل بیت میسور نیست

 و نکته کلیدی همین  است که هر کس بخواهد خارج از هدایت اهل بیت در وادی فهم ودرک قرآن پای نهد گرفتار راهزنان خواهد شد وبه جای راه یافتن در ساحت قرآن در وادی توهمات خود ساخته خواهد افتاد ومعنای دقیق تفسیر به رأی تحمیل توهمات ونظرات خود بافته وخارج از هدایت اهل بیت بر قرآن است

واین مساله همواره درتاریخ علوم اسلامی کم وبیش بوده وچه بسا برخی به ظاهر عالمان وعارفان ومفسران دراین دامها افتاده اند و امروز هم برخی از موضع روشنفکر دینی وتحلیل زبان قرآن طراح نظراتی شده اند که به روشنی پیداست نسبتی با حقیقت قرآن وپیامیر اکرم (ص) ندارد

 وآخرین آن ادعای رویا بودن قرآن و وحی پیامبر اکرم (ص) است مدعی این ادعا که ابتدا قرآن را بشری و برخوردار از ضعف ونقص های زبان بشری دانست حال ادعای دیگری مطرح کرده که قرآن نه زبان بیداری بلکه زبان خواب است

وآیات الهی خوابهای پیامبر هستند که به جای تفسیر احتیاج به تعبیر دارند درباره اصل این ادعا چند نکته قابل توجه است که به برخی دراین نوشته اشاره می کنیم .

 اول این که متاسفانه طراح این ادعا همچنان گرفتار قیاس باطل است  و اگر قبلا قرآن را با شعر وامثال آن مقایسه می‌کرد حال آن را با خواب های انسانی قیاس می کند و نمی خواهد از این پندار خارج شود که ساحت وحی ومقام عصمت وزبان قرآن ساحتی ویژه وغیر قابل مقایسه با فضاهای معمول بشری است

 که اگر چنین نبود دیگر عظمت وقداست وجاودانگی  برای پیامبران وخصوصا پیامبر خاتم وقرآن این معجزه الهی  نبود دراین جا سخن حکیمانه مولوی که محبوب این روشنفکر هم هست را به ایشان یادآوری می‌کنیم

                            کارپاکان را قیاس از خود مگیر         گرچه باشد درنوشتن شیر وشیر

نکته دوم خبط وخطایی است که در نظرات قبلی ایشان نیز مشهود بود که به جای آن که خود و دیگران را ترغیب به ارتقای شخصیت وجودی خویش  کرده و بر تلاش برای کنار زدن حجابهای بشری درفهم قرآن تکیه کند که به تصریح قرآن راه آن تزکیه وطهارت است که فرمود (لایمسه الا المطهرون )

و به جای توجه به این نکته که ما باید خود را و فهم وعقل و قلب خود را بالا تر بریم تا به ساحت قرآن نزدیک شویم  دوباره رو به تنزل مقام قرآن و پیامبر اکرم (ص) آورده است و به خیال قابل فهم تر کردن قرآن ادعای به شدت علیل  رویا بودن قرآن را مطرح کرده و قرآن را خواب پیامیر دانسته است

 و ازاین نکته ساده غفلت ورزیده که قرآن عزیز تنها یک کتاب نیست بلکه اعجاز الهی است و راه یافتن به باطن آن علاوه بر اندیشه وعقل به ایمان وقلب سلیم وعمل صالح واز همه مهم تر پیوند با استوانه های ایمان و کسانی که دارای علم قرآنی ولدنی هستند یعنی اهل بیت علیهم السلام دارد

و سنجیدن قرآن این کوه باعظمت وپراز معادن مختلف معنا وعلم با ترازوی خرد خرد شخصی یک خامی  وخوش خیالی بیش نیست و به تعبیر مولوی

                                چون نگنجد او به میزان خرد            ترازوی خرد را بردرد

سوم اگر همه قرآن رویاهای پیامبر است همان طور که ایشان مدعی است پس آنچه که درقرآن درباره زمان پیامبر آمده  مثل محاجه با مشرکان و جهاد با کافران و عتاب و خطاب با منافقان ودهها اتفاق و رخدادی که قرآن از آن سخن می گوید که مربوط به زمان پیامبر اکرم (ص) است نیز همه خواب و رویاست

و پیامبر در رویا جهاد و انذار و  انفاق و حج و... کرده ! و خوابی است که خیل عظیمی از مردم عصر ایشان در این خواب هستند ! و دراین خواب زندگی می کنند!  براستی از این ادعا سخیف تر می‌توان یافت .

این نکات درباره اصل ادعا بود و انشاالله درنوشته دیگر به نقد ادله ایشان خواهیم پرداخت