اخلاق زیربنای دینداری
43 بازدید
تاریخ ارائه : 4/26/2014 10:10:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ازجمله نكات قابل تامل وتوجه در فرهنگ قرآن وسنت پيامبراكرم (ص)وسيره اهل بيت عليهم السلام تكيه وتاكيد بر اخلاق واهميت اولي واساسي  تزكيه وتربيت اخلاقي  است.

 باآن كه دين اسلام ذو ابعاد بوده وداراي معارف متعدد وعلوم مختلف انساني واسلامي از فقه وتفسيرتا حكمت وعرفان است

اما به هيچ شاخه و رشته اي به اندازه اخلاق تاكيد نشده و علم اخلاق و خصوصا اخلاق عملي و سيره تربيت وتزكيه نقش اولي را دراسلام ايفا مي كند.

ودر نگاهي اجمالي به معارف متعالي دين اسلام اين مساله  كاملا آشكار ديده مي شود و دراين جا به چند نمونه اشاره مي كنيم

1-درآيه شريفه اي كه وظايف پيامبر اكرم تبين مي شود قبل از همه مساله تزكيه مطرح مي شود

(هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ

 إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ)

 اوست خدايى كه ميان عرب امى (يعنى قومى كه خواندن و نوشتن هم نمى‏دانستند) پيغمبرى بزرگوار از همان مردم برانگيخت

 تا بر آنان آيات وحى خدا تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب سماوى و حكمت الهى بياموزد با آنكه پيش از اين همه در ورطه جهالت و گمراهى بودند   /2جمعه )

2- در آيه شريفه ديگر خداوند متعال وقتي مي خواهد پيامبر اكرم (ص) را توصيف كند او را با عنوان اخلاق توصيف و تكريم مي كند (انك لعلي خلق عظيم)

وبا آن كه پيامبر گرامي داراي ويژگي هاي مختلف وبرجسته از عصمت وعلم وعرفان وحكمت است

اما بر اخلاق بزرگوانه ايشان تكيه مي شود واين اهميت موضوع اخلاق را مي رساند كه خداوند براين خصيصه انگشت مي گذارد

3-در آيات مربوط به شيطان و بيان علت سقوط او ودور شدنش از رحمت الهي نه مساله اعتقادي ويا جهالت علمي بلكه ضعف اخلاقي شمرده مي شود

و تكبر كه يك صفت رذيله اخلاقي است به عنوان عامل انحطاط او ذكر مي شود،

 ( إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَر بجز ابليس كه از اينكار امتناع كرد و كبر ورزيد .34 /بقره )

4- پيامبر اكرم در روايتي نوراني و پرمعنا هدف بعثت خودرا تكميل مكارم اخلاق بر مي شمرد

(ا ِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق بحار ج 68 ص 382)

اما چرا اين همه اخلاق با اهميت است كه حتي بر  علم وعرفان و حكمت  و عقايد اولويت مي يابد ،؟

به جواب این سئوال و دليل اين موضوع از نگاه قرآن ور وايات اشاره مي كنيم . 

ااخلاق به نوعي تجلي وعينيت همه معارف توحيدي وعلوم انساني اسلامي وخصوصا تجلي ايمان حقيقي  است

 يعني يك متخلق به اخلاق الهي در واقع به همه معارف واوامر الهي را درجان ونفس خود پياده كرده است

وعلامت صداقت درايمان ورسيدن به علم حقيقي ورشد معنوي همين است كه آثار علم وايمان در جان انسان مشهود باشد

واين زماني است نقس آدمي متخلق باشد در واقع صفاتي چون صدق ، حلم  صبر ، متانت ،رازداري ،وامثال آن عصاره ومحصول آموخته ها واندوخته هاي ايماني وعلمي است.

 لذا اخلاق به نوعي دربردارنده همه كمالات ديگر است ونقص درآن نشانه نقص در ساير مباني است به

به عبارت ديگر زماني فرد مومن واقعي است كه داراي اخلاق مومنانه باشد و صرف اعتقاد وعبادت ظاهري خداوند  كافي نيست.

همان طور كه خداوند درباره ابليس  عابد  اهل تكبر  فرمود : (إِلاَّ إِبْليسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ

(مگر ابليس كه تكبر كرد چون از پيش از كافران  بود 74/ص. ) كبر ابليس نشان داد كه او در ايمانش صادق نبوده بلكه درحقيقت كافر بوده است .

همچنین  با سيري اجمالي در سرگذشت دينداري وانسان مي توان به اين نكته كليدي رسيد كه عامل انحطاط افراد وجامعه ها بيش وپيش از هرچيز عامل اخلاقي دارد

 از داستان شيطان كه اشاره شد تا آدم نبي كه مرتكب خطا شد  و دليلش در روايت حرص عنوان شده

تا سرگذشت فرزند آدم وكشتن هابيل كه  طبق روايت از حسد ناشي شده است همه موید این مطلب است

(وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِيَّاكُمْ وَ ثَلَاثَ خِصَالٍ فَإِنَّهُنَّ رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ إِيَّاكُمْ وَ الْكِبْرَ فَإِنَّ إِبْلِيسَ حَمَلَهُ الْكِبْرُ عَلَى تَرْكِ السُّجُودِ لِآدَمَ فَ

لَعَنَهُ اللَّهُ وَ أَبْعَدَهُ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْحِرْصَ فَإِنَّ آدَمَ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ

أَكَلَ مِنَ الشَّجَرَةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْحَسَدَ فَإِنَّ قَابِيلَ حَمَلَهُ الْحَسَدُ عَلَى قَتْلِ أَخِيهِ هَابِيلَ )

( پيامبر فرمود :از سه خصلت بپرهيزيد كه ريشه همه خطا ها هستند  بپرهيزيد از تكبر كه ابليس را به ترك سجده آدم واداشت

ومورد لعن خداوند قرار گرفت بپرهيزيد از حرص كه آدم را به خوردن درخت واداشت وبپرهيزيد از حسد كه قابيل را بر كشتن هابيل واداشت ) 

 ارشاد القلوب ج1ص 121

 و موارد كثير ديگر در تاريخ همه نشان مي دهد كه مهم ترين عامل سقوط وهبوط ها به اخلاق و داشتن رذيلتي اخلاقي باز مي گردد

 بنابراين راه درمان فردي وجمعي وساختن جامعه وانسان ورسيدن به رشد وابسته به رشد وبالندگي اخلاقي است .

لذا اول واخر تلاش ها در اصلاح فردي وجمعي بايد بر اصلاح اخلاقي متمركز باشد