امام جواد(ع)جلوه ای از اعجاز نبوی
7 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

پیامبر اکرم (ص) دو معجزه مهم از خود به یادگار داشتند اولی کتاب کریم قرآن بود و دومی اهل بیت شریف وامامان معصوم که در واقع محور هردو اعجاز نیز یک چیز است وآن اعجاز درعصمت است.

 قرآن به خاطر برخورداری  از عصمت علمی ومعرفتی وهدایتی و اهل بیت (ع) به خاطر برخورداری از عصمت در ساحات مختلف فکری و اخلاقی و عملی .
اعجاز عصمت  در هر کدام از این خاندان علم وکرامت  به گونه تجلی یافته است
حضرت علی (ع) در جفای سران عرب و تبعیت توده مقهور عادات قبیله ای درقضیه  غصب خلافت ایشان، از دایره وصیت پیامبر (ص) خارج نمی شود و عصمت در عرصه سیاست و قدرت را به رخ تاریخ می کشد.

 امام حسن(ع)  به خاطر اسلام وانسان علاوه بر جفای اموی نیش و کنایه خواص خودی را تحمل می کند و چهره دیگری از عصمت را به همگان نشان می دهد .
امام حسین (ع) در هجوم تمامیت شر،ّ ذره ای لرزه در ایمان وطمانینیه اش نمی افتد و در غربت کربلا عصمتی تمام عیار را در تاریخ ماندگار می سازد و همین گونه اند سایر ائمه(ع) که هرکدام جلوه ای زیبا و بعدی از ابعاد منشور عصمت در زمان خود هستند

 امام جواد (ع) نیز عصمت علمی آن هم در دوران جوانی و بلکه طفولیت را در منظر انسان می نهد وقتی خلیفه وقت برای آزمودن ویا آزردن امام جواد (ع) در مجلسی متشکل از فقهیان و قضات سئوالی فقهی و قضایی از او می کند  و امام جواد جوان با پاسخش  عظمت و عصمت علمی خاندان کرامت را تثبیت می کند ومایه شرمساری مدعیان حاضر در مجلس می شوند 

گزارش ما وقع از زبان زرقان از قضات دربار معتصم این گونه است :
خلیفه از من حکم چگونگی قطع دست سارق را پرسید  و من در جواب با استناد به آیه ای گفتم  از مچ باید بریده شود ودر آن مجلس از گروه دیگر مفتیان سئوال شد وآنها فتوای به بریدن از آرنج دادند و سپس خلیفه رو به محمد بن على (امام جواد) کرد و پرسید: نظر شما در این مسئله چیست؟
امام گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار.
معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید.
محمد بن على (امام جواد )گفت: چون قسم دادى نظرم را مى گویم. اینها در اشتباهند، زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقى بماند.
معتصم گفت: به چه دلیل؟
گفت: زیرا رسول خدا(ص) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مى پذیرد: صورت (پیشانى)، دو کف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت بزرگ پا).
 بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود، دستى براى او نمى ماند تا سجده نمازرا به جا آورد، و نیز خداى متعال مى فرماید:
«وَ اَنّ الْمَساجِدَِ للهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ احَداً»؛سجده گاهها (هفت عضوى که سجده بر آنها انجام مى گیرد) از آن خداست، پس، هیچ کس را همراه و همسنگ با خدامخوانید  و آنچه براى خداست، قطع نمى شود.
معتصم جواب محمد بن على را پسندید و دستور داد انگشتان دزد را قطع کردند (و ما نزد حضار، بى آبرو شدیم!) و من همانجا (از فرط شرمسارى و اندوه) آرزوى مرگ کردم!

(بحار الأنوار،  ج 50، ص 5).