رهبر شهید انقلاب در بیانی درباره هنر به ویژگی ماندگار سازی هنر اشاره می کنند: (بدون هنر، حرفِ عادی جای خودش را حتی در ذهن کسی پیدا نمیکند، چه برسد به اینکه جذابیت داشته باشد و جایگیر و ماندگار شود.)
این نکته مورد نظر رهبر شهید و هنرشناس را می توان در فیلم فاخر( موقعیت مهدی) دید که عشق و ایمان و معرفت برخی از رزمندگان و قهرمانان دفاع مقدس هشت ساله را هنرمندانه به تصویری ماندگار می کشد.
فیلمی که اخلاص و عظمت روحی شهیدانی چون باکری را به زیبایی با زبان هنر تصویر به مخاطب می شناساند.
حسی که در فیلم جاری است بسیار متعالی و دلنشین است.
فیلم (موقعیت مهدی) خیلی از شاخصه های ممتاز مردان و زنان مومن این سرزمین که در دهه شصت ظهوری برجسته داشت از جمله بی ریایی و سادگی و ایثار و فداکاری و مظلومیت در عین اقتدار را با زبان هنر بیان می کند.
دیشب که برای چندمین بار فیلم را می دیدم در اواسط فیلم یاد این جمله شهید آوینی در خطاب به حاتمی کیا بعد از دیدن فیلم (از کرخه تا راین) افتادم
وقتی شهید ِآوینی در مجله سوره با تحسین روایت صادقانه حاتمی کیا به عمق تاثیر گذاری فیلم اشاره کرد و نوشت خود او از آغاز تا انجام فیلم گریسته است .
(موقعیت مهدی) نیز مخاطبی که دل به آن دهد را در چنین موقعیتی قرار می دهد که اشک ها را آگاهانه بر گونه ها جاری می سازد.
به خصوص دو صحنه در فیلم بسیار پر معنا و احساس انگیز است.
یکی صحنه خانه خالی و تلفنی که زنگ می خورد و دوربین بعد از چرخش در داخل خانه از پنجره ، همسر و فرزند شهید حمید باکری را نشان می دهد که در هوای برفی به نزد دکتر برای مداوای فرزند کوچکتر راهی هستند .
دیگری صحنه های پایانی که عظمت کار شهید مهدی باکری را تصویر می کندکه علیرغم اصرار برخی فرماندهان مردانه باقی می ماند و خط مقدم را ترک نمی کند.
به خصوص صحنه ای که رزمنده ای تقاضای بازگشتش دارد و شهید باکری به به او می گوید: آیا شما می روید و من تنها بمانم؟ که آن رزمنده با تعجب پاسخ می دهد: چگونه شما را تنها بگذاریم ؟
بعد باکری می گوید : پس چگونه انتظار دارد که او آنان را تنها بگذارد و برگردد و باکری این مرد بزرگ و وفادار بالاخره مثل یارانش به فیض شهادت می رسد.
آری اینان شاگردان مکتب امام حسین (ع)بودند.
امامی که حتی بعد از آشکار شدن بی وفایی کوفیان از مسیر باز نگشتند و در جواب مصلحت اندیشی برخی فرمودند: مرا با این مردم عهدی است.
امام (ع) گرچه می دانست بسیاری عهد شکسته اند و در خانه خزیده اند ؛ اما برای امام، همان معدود افرادی که عهد نشکسته بودند و درمسیر ملحق شدن به امامشان بودند اهمیت داشتند.
آن تعدادی اندک هم تا قبل از روز عاشورا خود را به امام خود رسانند و روز واقعه در کنار مولای با وفای خود شهد شهادت نوشیدند به قول شاعر شیرین گفتار حافظ :
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روز واقعه پیشِ نگارخود باشم