علم جاهلانه
19 بازدید
موضوع: جامعه شناسی

چگونه جوامعی که امام زمان(عج) را نمی‌شناسند و اعتقادی به ایشان ندارند—مانند جوامع غربی—دارای پیشرفت‌های علمی هستند؟ درحالی‌که در روایات، نشناختن امام زمان(عج) مساوی با «جاهلیت» شمرده شده است.

 با توجه به این روایات، وضعیت این جوامع را چگونه می‌توان توجیه کرد؟
برای پاسخ به این مسئله، توجه به یک تمایزِ مهم میان دو واژه‌ی «جهل» و «جهالت» ضروری است. این دو مفهوم، معانی متفاوتی دارند:
۱. جهل (عدمِ علم): این مفهوم به معنای «نداشتنِ علم و اطلاع» است و به قوه‌ی ادراک، ذهن و عقلِ انسان مربوط می‌شود؛ یعنی فرد از حقیقت بی‌خبر است.
۲. جهالت (حالتِ نفسانی): این مفهوم به حالتی درونی اشاره دارد که در آن، علم در جانِ انسان نفوذ نمی‌کند. 
جهالت یعنی همراه نبودنِ علم با ایمان و عمل،واستفاده‌نکردنِ درست از دانش. این حالت بیشتر به قلب و نفس مربوط است. چه‌بسا افرادی یا جوامعی باشند که «جهل» ندارند (اطلاعات علمی دارند)، اما «جهالت» دارند.
در مثال‌های فردی، فراوان سراغ داریم که حقیقتی را می‌دانیم، اما به آن عمل نمی‌کنیم؛ چون آن حقیقت در وجودمان نفوذ نکرده است. این همان «جهالت» است؛ یعنی با وجود داشتن علم، عمل ما جاهلانه است و تناسبی با دانسته‌هایمان ندارد.
برای مثال، کسی که می‌داند سیگار برای بدن مضر است، حتی اگر پزشک باشد، اما اراده و ایمانِ لازم برای ترک آن را نداشته باشد، گرفتارِ «جهالت» است، نه «جهل».
درباره‌ی جوامع نیز وضعیت به همین شکل است.در نبودِ معرفت و ارتباط با امام زمان(عج)، فرد یا جامعه دچار «جهالت» می‌شود؛ یعنی ممکن است به حقایقی دست یابد، اما باور و عملِ متناسب با آن را نداشته باشد. بنابراین، موضوع اصلی در «نشناختن امام»، بازگشت به همین «جهالت» است.
این مسئله در جوامع غربی به‌وضوح نمود دارد؛ چراکه اعمالِ آن‌ها تناسبی با علوم و دانش‌های پیشرفته‌شان ندارد. آن‌ها اگرچه در شناخت طبیعت و نیروها، کشف‌های محیرالعقولی کرده‌اند، اما سطح حیاتِ انسانی‌شان به‌شدت تنزل یافته است.
در نبودِ هدایت و اتصال به امام، آن‌ها با تمامِ علومِ خود گرفتارِ انواعِ جهالت‌ها هستند و علمِ خود را در خلافِ مسیرِ انسانی به کار می‌گیرند.
در واقع، علمِ آن‌ها اسیرِ فرمانِ هوای نفس است.
این همان نکته‌ی کلیدی است که حضرت امیرالمؤمنین(ع) در بیانی عمیق فرمودند:
«کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى»؛ چه‌بسا عقلی که اسیرِ هوای نفس است. ( نهج‌البلاغه حکمت ۲۰۷)
و در جایی دیگر می‌فرمایند:
«رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَعِلْمُهُ مَعَهُ لَا يَنْفَعُهُ»؛ چه‌بسا عالمی که نادانی‌اش او را به هلاکت کشاند، درحالی‌که علمش همراهش بود و نفعی به او نمی‌رساند. ( نهج‌البلاغه؛ حکمت۱۰۷)
اشاره‌ی حضرت در این روایات، دقیقاً به همین «جهالت»؛ یعنی نبودِ پیوند میان علم، عمل و ایمان است.
علمی که اثربخش و نورآفرین است، تنها زمانی برکت و اثرِ خود را ظاهر می‌کند که تحتِ هدایتِ امام قرار گیرد؛ وگرنه جز سرگشتگی و تاریکی در پی نخواهد داشت.
بنابراین، نکته‌ی مهم، تفکیکِ میان «جهلِ علمی» و «جهالتِ عملی» است.
امام، جهالتِ عملی را از بین می‌برد و علمِ ذهنی را به سرچشمه‌ای برای عملِ صالح و پیونددهنده‌ی قلب، دست و زبان تبدیل می‌کند. در جوامع غربی، اگرچه علوم در جریان است، اما این علوم به‌دلیلِ عدمِ ارتباط با امام، فاقدِ آن نتیجه‌ی نوری و حیات‌بخش برای انسان‌ها هستند؛ و در حقیقت، علمِ آن‌ها «جاهلانه» است.